تعارض سخنان آقای هاشمی با مواضع دولت تدبیر و امید
خبرگزاری خبرنگاران آزاد ایران(ریفنا):آقای روحانی در مراسم تودیع و معارفه وزیران قبلی و جدید خارجه گفته بود: سیاست خارجی جایی نیست که بدون دقت کسی بتواند سخن بگوید و موضع بگیرد و یا دربرابر طرف خارجی مطلبی را مطرح کند ، در سیاست خارجی اشتباه برای ملت بسیار سنگین خواهد بود و اگر در سیاست خارجی موضع گیری خطا صورت گیرد از جیب مردم خرج شده است و باید پاسخ گوی ملت بود.
وی تاکید کرده عنوان حقوقی ما متعلق به ما نیست و ما امانت داراین عنوان ها هستیم و عنوان رئیس جمهور، وزیر خارجه، نماینده مجلس و هر عنوانی را به ما سپرده اند و اگر فردی با عنوان حقوقی سخن می گوید باید یادش باشد که یک امانت دار بیش نیست و بر امانت به گونه ای رفتار کنیم که صاحب امانت ضرر نکند.
آقای روحانی خاطر نشان کرد: گاهی مواقع نسبت به عناوین احساس مالکیت داریم در حالی که در این کشور هیچ کس عنوان حقوقی اش غیر مشروط نیست و همه عناوین مشروط به رعایت قانون، منافع و مصالح ملی و در چارچوب قانون اساسی است.
این سخنان بسیار دقیق و هوشمندانه مطرح شده به ویژه در بحث اتخاذ مواضع خارجی که بسیار هم مورد اعتمام مسوولان عالی نظام و خاصه رهبر معظم انقلاب است اما آقای هاشمی رفسنجانی روز یکشنبه گذشته مواضعی را مطرح کرد که دقیقا عکس این خواسته و آرمان مطرح شده از سوی رییس جمهوری است.
آقای رفسنجانی در مراسم سالگرد ارتحال آیت‌الله‌صالحی مازندرانی در شهر شیرگاه سوادکوه شمالی در بخشی از سخنان خود به مسائل و مشکلات اقتصادی ایران اشاره کرد و گفت: "ما در محاصره، تحریم و بایکوتیم و نمی‌توانیم از منابع استفاده کنیم، باید گران بخریم و در دریافت پول هم با مشکلات فراوان روبرو هستیم اما اخیرا شاهد خطر بزرگ تری هستیم. مردم سوریه بیش از ۱۰۰ هزار کشته و ۸ میلیون آواره دادند در داخل و خارج، زندان ها پر از مردم، زندان ها جا ندارد بعضی از ورزشگاه ها را گرفتند، آنها را پر کردند شرایط بدی بر مردم حاکم است مردم از یک طرف از طرف خود حکومتشان بمباران شیمیایی می شوند و از طرف دیگری امروز منتظر بمب های آمریکا باید بمانند."
سخنان و مواضع تعجب بر انگیز و مخالف اصول و سیاست های اساسی نظام آقای هاشمی رفسنجانی بی درنگ از سوی رسانه های ضد انقلاب و غربی مورد توجه قرار گرفت و بازتاب داده شد.
این درحالی است که به دنبال ادعاي وزير خارجه آمريكا درباره شواهد سازمان هاي امنيتي اين كشور درباره حمله شيميايي دولت اسد به حومه دمشق ،  مارتين نسيركي، سخنگوي دبيركل سازمان ملل اعلام كرد نمونه برداري هاي گروه تحقيق اين سازمان از منطقه حمله شيميايي در اطراف دمشق، به آزمايشگاه ارسال خواهد شد و دبيركل سازمان ملل خواستار دريافت نتيجه آن در اولين فرصت ممكن است یعنی هنوز مشخص نیست که حمله شیمیایی توسط چه کسانی انجام شده است .
با وجود آنكه سازمان ملل هنوز آزمايش هاي خود را درباره حمله شيميايي غوطه شرقي تكميل نكرده ، كشورهاي غربي در روزهاي گذشته مدعي شده اند كه دولت سوريه در اين حمله دست داشته است.
بسیاری از ناظران سیاسی می پرسند اتخاذ مواضع اخیر هاشمی رفسنجانی در این زمینه چه اهدافی را دنبال می کرده است ؟ این قضاوت پیش از مشخص شدن نتایج آزمایشات سازمان ملل چه بار حقوقی و سیاسی می تواند برای دولت سوریه از سویی و جسور کردن آمریکا و کشورهای غربی برای حمله به این این کشور داشته باشد و مهمتر اینکه چه زاویه ای با مواضع اصولی مسوولان عالی نظام پیدا خواهد کرد.
گرچه این روزها آنچه بر زبان هاشمی رفسنجانی جاری می‎شود، نه نیاز به تفسیر دارد و نه تحلیلِ تحلیل گران را می‎طلبد، گویی هاشمی رفسنجانی هشتاد ساله با صدایی رسا و بلند فریاد می‎زند که معتقد است مسیری متفاوت از آنچه که امام (ره) بنیان نهاد را باید پیمود و دیگر زمان آن فرارسیده تا آنچه سال‎ها در پس‎زمینه‎ تصمیمات سیاسی و اقدامات اجرایی‎ایش بوده را با صراحت عیان وبیان کند.
هر چند آقای هاشمی رفسنجانی ، پیش از این و در ایام تبلیغات انتخاباتی نیز با بیان این جمله که «ما با اسرائیل سر جنگ نداریم» بخشی از این پس زمینه‎ها را روشن و عیان کرده بود، اما او ترجیح داده است پس از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، بیشتر در این باره سخن بگوید و مبنای مسیر متفاوتی را که این سال‎ها در جایگاه عالی‎ترین مقامات جمهوری اسلامی ایران پیموده بود را به صراحت بیان کند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگویی از رویکردی در سیاست خارجی سخن گفته که خود نام «دیپلماسی اعتدال» را بر آن نهاده است و البته در این سیاست خارجی ادعایی، تلاش کرده تا مختصاتی را ترسیم کند که نه تنها نسبت چندانی با اندیشه و رویکرد حضرت امام (ره) در عرصه روابط خارجی ندارد، بلکه مسیر متفاوت و بعضا متضاد با اندیشه‎های امام بزرگوار را به دولتمردان ایران توصیه می‎کند.
او به اختلاف صریح دیدگاهش با حضرت امام (ره) در باره رابطه با امریکا و پذیریش امریکا به عنوان کدخدای جهان اینگونه اشاره می‎کند: «من در سالهای آخر حیات امام(ره) نامه‌ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح کردم و نوشتم که شما بهتر است در زمان حیاتتان، اینها را حل کنید، در غیر این صورت ممکن است اینها به صورت معضلی سدّ راه آینده کشور شود. گردنه‌هایی است که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود… یکی از این مسایل رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است.»
اما هاشمی در بخشی از مصاحبه خود سخنان مهمی را درباره مسئله فلسطین، حزب‎الله لبنان و اسرائیل بیان می‎کند که شاید بتوان آنرا به نوعی تکمیل‎کننده کلام قبلی او یعنی سر جنگ نداشتن با اسرائیل بر شمرد. آقای هاشمی در این زمینه می‎گوید: « در مورد حزب الله که شیعه و بخش عمده ملت لبنان است و در تاریخ همیشه مظلوم بوده هم برای فلسطین و هم برای لبنان. اینها قابل دفاع بوده وهست. به شرط اینکه ما از اینها برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم و اینها هم کار خودشان را بکنند. وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی بکند، این‌گونه مسائل قابل تحمل است.»
هر چند هاشمی رفسنجانی هرگز به این اشاره نمی‎کند، که بر خلاف رویکرد رهبران انقلاب اسلامی در دوره حضرت امام و آیت‎الله خامنه‎ای، حمایت از فلسطین و مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی نه برای آزار کشورهای دیگر یا قدرت نمایی و گروکشی ایران که برای حمایت و احیای یک ارزش دینی انجام گرفته و اتفاقا این نگاه برخی مدیران اجرایی از جمله هاشمی رفسنجانی بوده است که تلاش کرده تا این حمایت دینی را به ابزاری برای گروکشی سیاسی تبدیل کند.
چنانکه بارزترین نمونه آن را می‎توان در ماجرای مک‎فارلین و تلاش هاشمی برای معامله بر سر تاثیر بر اقدامات مقاومت لبنانی در مقابل رابطه با امریکا یادآوری کرد و این در حالی است که دولت ایران و رهبر انقلاب حتی در جدیدترین حمله رژیم صهیونیستی به غزه و حماس در جنگ هشت روزه، صراحتا اعلام کرد که این کمک‎ها بدون هیچگونه چشم‎داشت همراهی حماس انجام می‎شود و کیست که نداند زمان این کمک‎ها زمانی بود که حماس از معارضان دولت سوریه و بر خلاف منافع استراتژیک و منطقه‎ای ایران اقدام می‎کرد.
شاید همین نگاه ابزارگونه و نه اعتقادی هاشمی رفسنجانی به موضع مقاومت اسلامی در منطقه باشد که او را نسبت به شعار مشهور نمازگزاران پا منبری اش در سال ۸۸ با مضمون «نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران» به سکوت واداشت، به نحوی که حتی در این مصاحبه از کشور بودن اسرائیل نیز سخن گفته و اعلام کند: « خودم یک بار در نماز جمعه به رژیم اشغالگر اسرائیل توصیه کردم که بمب اتم به نفع اسرائیل هم نیست. بالاخره اگر یک روزی درگیری اتمی پیش بیاید، اسرائیل یک کشور کوچک، ظرفیت تحمل بمب اتم را ندارد. کشور کوچکی است و خیلی آسان همه امکاناتش از بین می‌رود.»
هاشمی رفسنجانی در یکی دیگر از دیدارها و سخنرانی‎‎های خود هم به نکته جالب توجهی اشاره کرده است، او با بیان داستانی دینی درباره خطا و گناه اجتماعی می‎گوید : « اگر شخص یا گروهی به واسطه تقصیر یا تصمیمات غلط عامدانه خود، به فرد یا جمعی ظلم کردند و یا حقی ضایع شد علاوه بر توبه به درگاه خداوند، باید در جهت احقاق حقوق ضایع شده نیز اقدام کنند.» هر چند هاشمی رفسنجانی ظلم به نظام بزرگ جمهوری اسلامی با هزاران شهید و خون‎هایی که برای به ثمر نشستن آن ریخته شده در مثال‎های خود اشاره‎ای نکرده است، اما قطعا یکی از جدی‎ترین مصادیق سخنان هاشمی درباره توبه از یک گناه اجتماعی، توبه کسانی است که زمینه‎سازی روا شدن ظلمی بزرگ به انقلاب اسلامی در سال ۸۸ را فراهم کردند تا دامان این انقلاب و نظام را ملکوک کنند. و این توبه نه تنها شامل ابراز ندامت و استغفار در پیشگاه خدا بلکه نیازمند احقاق حقوق پایمال شده مردم در فتنه ۸۸ توسط مسببین اصلی آن است.
آنچه از گفتارها و فعالیت‎های هاشمی رفسنجانی برمی‎آید آن است که ظاهرا هاشمی هشتاد ساله تصمیم گرفته تا آنچه را که در مغایرت با اندیشه و آرمان حضرت امام (ره) سال‎ها در اندیشه می‎پرورانده و به فراخور مسئولیت‎هایش در بخش‎هایی هم اجرا کرده، علنی کند و مسیری متفاوت با آنچه حضرت امام (ره) به دنبال تحقق آن از ثمره انقلاب اسلامی بود را در مقابل انقلاب قرار دهد.